حكيم ابوالقاسم فردوسى
379
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
ز درگاه كاموس برخاست غو * كه او بود اسپ افگن و پيش رو سپاه انجمن كرد و جوشن بداد * دلش پر ز رزم و سرش پر ز باد زره بود در زير پيراهنش * كله ترگ بود و قبا جوشنش بايران خروش آمد از ديدهگاه * كزين روى تنگ اندر آمد سپاه درفش سپهبد گو پيل تن * پديد آمد از دور با انجمن وزين روى ديگر ز توران سپاه * هوا گشت برسان ابر سياه سپهبد سوارى چو يك لخت كوه * زمين گشته از نعل اسپش ستوه يكى گرز همچون سر گاوميش * سپاه از پس و نيزه دارانش پيش همى جوشد از گرز آن يال و كفت * سزد گر بمانى ازو در شگفت وزين روى ايران سپهدار طوس * بابر اندر آورد آواى كوس خروشيدن ديدهبان پهلوان * چو بشنيد شد شاد و روشن روان ز نزديك گودرز كشواد تفت * سوارى بنزد فريبرز رفت كه توران سپه سوى جنگ آمدند * رده بر كشيدند و تنگ آمدند تو آن كن كه از گوهر تو سزاست * كه تو مهترى و پدر پادشاست كه گرد تهمتن بر آمد ز راه * هم اكنون بيايد بدين رزمگاه فريبرز با لشكرى گرد نيو * بيامد بپيوست با طوس و گيو بر كوه لشكر بياراستند * درفش خجسته بپيراستند چو با ميسره راست شد ميمنه * همان ساقه و قلب و جاى بنه بر آمد خروشيدن كرّ ناى * سپه چون سپهر اندر آمد ز جاى چو كاموس تنگ اندر آمد بجنگ * بهامون زمانى نبودش درنگ سپه را بكردار درياى آب * كه از كوه سيل اندر آيد شتاب بياورد و پيش هماون رسيد * هوا نيلگون شد زمين ناپديد چو نزديك شد سر سوى كوه كرد * پر از خنده رخ سوى انبوه كرد كه اين لشكرى گشن و كنداورست * نه پيران و هومان و آن لشكرست كه داريد ز ايرانيان جنگجوى * كه با من به روى اندر آرند روى ببينيد بالا و برز مرا * برو بازوى و تيغ و گرز مرا چو بشنيد گيو اين سخن بردميد * بر آشفت و تيغ از ميان بر كشيد چو نزديك تر شد بكاموس گفت * كه اين را مگر ژنده پيلست جفت كمان بر كشيد و بزه بر نهاد * ز دادار نيكى دهش كرد ياد بكاموس بر تيرباران گرفت * كمان را چو ابر بهاران گرفت چو كاموس دست و گشادش بديد * به زير سپر كرد سر ناپديد بنيزه در آمد بكردار گرگ * چو شيرى برافراز پيلى سترگ چو آمد بنزديك بدخواه اوى * يكى نيزه زد بر كمرگاه اوى چو شد گيو جنبان بزين اندرون * ازو دور شد نيزهء آبگون سبك تيغ را بر كشيد از نيام * خروشيد و جوشيد و بر گفت نام به پيش سوار اندر آمد دژم * بزد تيغ و شد نيزهء او قلم ز قلب سپه طوس چون بنگريد * نگه كرد و جنگ دليران بديد